تبلیغات
نوشته های یك دانش آموز ... - سه داستانك زیبا ...
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
نوشته های یك دانش آموز ...
در كنار هم برای فردایی بهتر ...
محمدرضا چهارشنبه 10 شهریور 1389 نظرات ()


داستانک اول : "از فرصتی که پیش اومده استفاده کن

قاضی از متهم که پیش او ایستاده بود پرسید:"چه چیزی باعث شد که همسرت را کتک بزنی ؟
خب عالیجناب او پشتش به طرف من بود جارو دم دست بود و در باز بود بنابراین فکر کردم که از فرصت استفاده کنم.


داستانک دوم : "شوخی کردم اون از همون اول.....!!!!!!"

 مردی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده، نگران و مضطرب. در انتهای کادر در بزرگی دیده می شود با تابلوی "اتاق عمل". چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح با لباس سبز رنگ از آن خارج می شود. مرد نفسش را در سینه حبس می کند. دکتر به سمت او می رود. مرد با چهره ای آشفته به او نگاه می کند.
دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجات بدیم. اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون برای همیشه فلج شده. ما ناچار شدیم هر دو پا رو قطع کنیم، چشم چپ رو هم تخلیه کردیم ... باید تا آخر عمر ازش پرستاری کنی، با لوله مخصوص بهش غذا بدی روی تخت جابجاش کنی، حمومش کنی، زیرش رو تمیز کنی و باهاش صحبت کنی ... اون حتی نمی تونه حرف بزنه، چون حنجره اش آسیب دیده ... با شنیدن صحبت های دکتر به تدریج بدن مرد شل می شود، به دیوار تکیه می دهد. سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود.
با دیدن این عکس العمل، دکتر لبخندی می زند و دستش را روی شانه مرد می گذارد. دکتر: هه ! شوخی کردم ... زنت همون اولش مُرد


داستانک سوم : "200 دلار فقط برای یک شب؟؟؟؟!!!!"

یه مرد خیلی خجالتی میره توی یه كافه تریا. چند دقیقه كه میشینه توجهش نسبت به یه دختر خوشگل كه كنار میز بار نشسته بوده جلب میشه. مرد نیم ساعت با خودش كلنجار میره و بالاخره تصمیمشو میگیره و میره سراغ دختر و باخجالت و آروم بهش میگه: ممم... میتونم كنار شما بشینم و یه گپی با همدیگه بزنیم؟
یهو دختر داد میزنه: چی؟! من هرگز امشب با تو نمی خوابم
همهء مردم برمیگردن و چپ چپ به مرد نگاه می كنن
مرد سرخ میشه و سرشو میندازه پایین و با شرمندگی میره میشینه سر جاش
بعداز چند دقیقه دختر میره كنار مرد میشینه و با لبخند میگه: من معذرتمیخوام. متاسفم كه تو رو خجالت زده كردم. راستش من فارغ التحصیل روانپزشكی هستم و دارم روی عكس العمل مردم در شرایط خجالت آور تحقیق می كنم
یهو مرد داد میزنه: چی؟! منظورت چیه كه 200 دلار برای یه شب می گیری؟



درباره وبلاگ
همیشه دوست داشتم اظهار نظراتم را برای دیگران بیان كنم ! و امروز آرزوی من محقق شده است ... به راحتی می توانم بگویم چه چیز را خوب می دانم و چه را بد ! چه كاری را می كنم یا چه كاری را نمی كنم و ... این وبلاگ جایی است برای درد و دل پس تا می توانی بگو زیرا جایی بهتر از این برای گفتن غم ها و غصه ها ، شادمانی ها و ... نداری !
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

شارژ ایرانسل

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا